سالها پیش شروع شد

چه جوری و کجا یادم نیست

اما یه روزی دیدم که هست

توی وجود من.

حس اش کردم

 

تلخ بود؟

شیرین بود؟

راستش یادم نمی آد الا ن می گم خیلی احمق بودم

ولی مطمئنم اون روزا اگه کسی بهم اعتراض می کرد می گفتم اون احمقه!

احمقه چون من رو نمی فهمه...

حال چه اتفاقی برام افتاده؟ احمق شدم؟ بزرگ شدم؟ خودم رو فراموش کردم؟

کاش می دونستم چی شده

کاش...

 

چهارشنبه ٧ بهمن ۱۳۸۸ساعت ٧:٥٥ ‎ب.ظ توسط فاطمه ی نظرات ()
تگ ها: